
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده |
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
وقتی در یک دین یا مذهب خاصی یک کاری خیلی ثواب داشته باشد یا واجب باشد باید رهبران آن دین یا مذهب بیشتر و پررنگ تر از همه این کار را انجام بدهند
حالا یا واقعا سر مبارک حضرت زینب سلام الله علیها به چوبه محمل خورده یا نخورده و حالا اگر خورده و شکسته باشد یا ایشان عمدا سرشان را به محمل زده اند یا در اثر حرکت شتر اتفاق افتاده و جزو مصیبتهای اسارت ایشان بوده است
ولی آنچه اهمیت دارد این است که آیا پیشوایان مذهب شیعه هیچ گاه در عزای حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام که بزرگترین مصیبتهاست با قمه به سر خود زده اند ؟ و هرگز سر خود را شکسته اند ؟ و هیچ روایتی در مورد ثواب بودن این کار یا اینکه خود آن حضرات این کار را انجام داده باشند وجود دارد ؟
اگر دقت کنیم افرادی که قمه زنی را تبلیغ می کنند هیچ دلیلی به جز خواب یا اینکه سر حضرت زینب با چوبه محمل شکسته است ندارند ، بیشتر این افراد می گویند که نباید با عزاداران امام حسین کار داشته باشیم و بگذاریم هر جور که دوست دارند عزاداری کنند مگرنه دچار قهر و غضب حضرت ابالفضل العباس علیه السلام خواهیم شد ، آنها وقتی شخص متدینی در اثر سانحه تصادف یا گاز گرفتگی یا غیره از دنیا می رود فورا با فرصت طلبی تمام این حوادث را به مخالفت شخص مصیبت دیده با قمه زنی و دستگاه عزای اباعبدالله الحسین علیه السلام منسوب می کنند ، به خوبی به یاد دارم که فرد متدینی از اعضای بسیج برای کسب معاش خانواده اش در توابع شهر گوگان در سال 82 با موتور زیر یک کامیون خاور رفت و به طرز فجیعی از دنیا رفت وبلافاصله فرصت طلبان مرگ این شخص را انتقام حضرت ابالفضل از این فرد بسیجی عنوان کردند یا در همان سالها فرد دیگری ( آقای موسوی ) در همین شهر که تزریقات و پانسمان و ختنه و .... انجام می داد با انفجار گاز شهری از دنیا رفت و فرصت طلبان در همه جا جار زدند که فرد مذکور از پانسمان زخم سر یک فرد قمه زده خودداری کرده و دچار غضب حضرت عباس یا امام حسین علیه السلام شده است اما کسی نبود که از این عالی جنابان بپرسد که چرا غضب حضرت عباس شامل مراجعی که فتوا و حکم به حرام بودن قمه زنی و جلوگیری از این کار کرده اند نشده است ، چرا حضرت عباس آقای خامنه ای را غضب نکرده و زورش به یک دهاتی بدبخت بیچاره رسیده است چرا غضب حضرت عباس شامل حال امام خمینی و مراجع دیگر نشده است
یک بار یکی از این آقایان از یک کشف و شهود در باغ ملک از توابع تبریز خبر می داد که یک نفر در خواب امام زمان را دیده و ایشان به آن فرد گفته اگر این کار حرام بود چرا مراجع قبل از آقای خامنه ای حرام نکردند ؟! در حالی که با وجود فشار عوام تعداد زیادی از مراجع فتوای به حرمت قمه زنی داده اند اما این افراد با سوء استفاده از بی خبری عوام هر ادعائی که شدنی باشد مطرح و شایع می کنند
اگر خدا بخواهد ادامه دارد .....
تولدت مبارک آقا جان
حسن غریب زمین است و آسمان حسنی است
و هرچه خوشه و هر قدر کهکشان حسنی است
حسن تمام علی صحبتش کلام علی
علی تمام حسن میر عاشقان حسنی است
محمدیست جمالش کمال او چو رسول
رسول خاتم پیغمبران حسنی است
فضای لایتانهی ستارگان فلک
و ذره ذره کیهان بی کران حسنی است
بود غلام حسن ماه عاشقان عباس
امیر لشکر و فخر حسینیان حسنی است
نگاه عیسی مریم به یوسف زهراست
عزیز فاطمه در آخرالزمان حسنی است
به رد پای حسن می روند چلچله ها
که هر چه عاشق و هر بی نشان حسنی است
اگر چه بنده ناچیز ذولجلال است او
بگو خدای زمین ، خالق جهان حسنی است
قیامتی که خدا وعده داده در راه است
و هشت پهنه فردوس تا جنان حسنی است
به حُسن خُلق و وفا کس به یار ما نرسد
گل همیشه بهاری که بی خزان حسنی است
امیدوارم این یکی دیگه آخرین شعری باشه که در انتظار یار سروده میشه البته فقط به این دلیل که اون یار گلعذار و آن بهار پرشرار در زمین بی قرار خیمه زده باشه
غمت زمین و زمان را به دست طوفان داد
شبت چه فر و شکوهی به عمق عرفان داد
همین که گریه ما را به ماه می بردند
زمین تبسم گل را به آبگردان داد
دگر به طاقت طاق زمانه بوی شما
به هر چه شعر به جز انتظار پایان داد
نگر به کوری چشمان زار صد یعقوب
نبود چشم ، تباهی به بیت الاحزان داد
ز بس که خسته شدم در تلاتم شب تار
دلم چو آهوی در خون تپیده ای جان داد
بیا بیا که شدم کافری خرابه نشین
و کافشین سر خم را به دست شاهان داد


ماه رمضان ماه نزول قرآن هست / ماه رمضان ماه روزه است / ماه رمضان ماه دعاست /ماهی که یک آیه قرأن خواندن ثواب ختم قرآن دارد / ماهی که لیلة القدر در آن است / ماهی که فقط لیلة القدرش از هزار ماه بدون لیلة القدر بهتر است / ماه رمضان ماه آزادی اندیشه و روح انسانها و زندانی شدن شیطان است / ماه رمضان ماه بندگی / ماه رمضان ماه اسماء الحسنی است / ماه رمضان ماه جوشن کبیر و جوشن صغیره / ماه رمضان ماه سلامتی روح و جسمه / ماه رمضان ماه مهربانیه « یعنی همه مسلمانها و همه اهالی جوامع مسلمان نشین یه جورائی مهربون میشند اصلا مهربونی از سر رو روی این ماه می باره / اصلا انسان لذت حرکت به سمت آدم شدن رو می فهمه / ماه رمضان ماه وفور نعمات الهی / ماه رمضان ماه تزکیه روح / ماه رمضان ماه خلوت های زیبای خدائی که شاید در تمام عمر پا نمی دند / ماه رمضان ماه استجابت دعاست / ماه رمضان ماه سحرخیزی / ماه رمضان ماه منظم شدنه / ماه رمضان ماه وقت داشتنه « یعنی دیگه مثل ماه های دیگه نیست که اصلا آدم وقت نداره » / ماه رمضان ماه رمضانه /
التماس دعا
نمایش همزمان در بلاگ اسکای و پارسی بلاگ « حقیقت مجازی »

دوباره گریه تمساح های فتنه گران و پاره پشت خر از ادعای فتنه گران

نگاه من نگران بر قضاوت دگران چه می کنند سفیهان برای فتنه گران
دوباره طلحه کنار زبیر می ماند و مانده جعفر کذاب پای فتنه گران
کمی شهید فراری برای گریه و زاری که میشوند فدائی به جای فتنه گران
دوباره حیله عمر ابن عاص نزدیک است که تازه میشود از ماجرای فتنه گران
فریب خط امامی به نیزه ، نیزه خامی همان فریب غریب ، آشنای فتنه گران
دگر نه ترس قیامت دگر نه اشک ندامت حیا که نیست و شیطان خدای فتنه گران
خدا کند که بیاید چراغ راه هدایت کنار تا زند از ره بنای فتنه گران
لابد تعجب کردید که آخه این چه وضعیه اینم خداحافظیش شد داستان خداحافظی بعضی از فوتبالیستها خداحافظ دیگه ! إ ولی خوب اگه دقت می کردید من اصلا خداحافظی نکزدم که بخوام خلف وعده کنم ! فعلا یا علی ضمنا از خانم خ بزرگوار که اشتباهاتم رو تذکر می دند تشکر می کنم !
زمین را اگر اهل الکل کنند
به ودکا جهان را اگر خل کنند
اگر شیشه مفت و فراوان شود
جهان را اگر مثل آغل کنند
اگر مس طلا شد اگر گرگ شیر
اگر سار را شکل بلبل کنند
اگر نیز یک عده میمون شوند
جهان را سرای تکامل کنند
اگر باد و طوفان جهان می برند
اگر ریشه کوه را شل کنند
اگر مرد بودن به نامردی است
اگر عالمان هم تجاهل کنند
اگر حق زن خود فروشی شود
اگر دین فروشان تساهل کنند
اگر کاف شین باز کفتر شود
اگر شعر را آسمان جل کنند
اگر باز مولا عنایت کند
همه خارها یک به یک گل کنند
رفیقان ما بعد تکلیف خود
توانند گاهی توسل کنند
فرومایگانی چو من می شود
ز دنیا و اهلش تبتل کنند
نه سوء تفاهم نشه این یک تصمیم نیست بلکه یک خبره : اینکه تا مورخه ۱۹ اردیبهشت ۸۹ این آخرین سروده کافشینه و ممکنه که عمری یا توفیقی برای سرودن غزلی دیگر نباشد که این هم دست من نیست ! فقط خواستم یه ناز تقریبا شوخ طبعانه کرده باشم که عزیزان منو از ادامه این کار منصرف کردند !!
این آخرین سروده منه و شاید دیگه بعدش شعر دیگه ای از من نخونید ! فکر می کنم گفتی ها رو این تو گفتم ! از تنفرم از نژاد و جنس برتر گفتم! از نیازم به نفس کشیدن گفتم ! و از از هوای تازه ای که بوی وزیدنش می آد گفتم ! شاید دیگه اصلا بعد از این صلاح نباشه شعر دیگه ای بگم البته
تا اطلاع ثانوی !
عمریست من؛ ازعالم و آدم فراری ام
با مردمان کشور چَشم انتظاری ام
از هر نژاد و جنس و زبان می کنم فرار
از جنس کلمه های پر از شرمساری ام
از حق به جانبان جهان می خورد به هم
حالم که ناتوان من از این سرشماری ام
من در زمان خیل خدایان خود فریب
من بی خلیل مانده گرفتار خواری ام
آئینه را عجب به تمسخر گرفته اند
اما ز رو نرفتم از آئینه داری ام
تا اطلاع ثانوی این دل که زخمی است
شاید بمیرد از تب این زخم کاری ام
از سمت او بیا و دلم را نجات بخش
از سایه های شب زده در شام تاری ام
تا کـافـــشین نفس بکشد . زندگی کند
بازا ! هوای تازه صبح بهاری ام
گاهی یک غزل از همون مصرع اولش داد می زنه که من می خوام یک شعر غنائی بشم و نه یک شعر سیاسی و نه یک شعر اجتماعی ! میگه که می تونه خیالی بودن عشق مجازی رو در چند سطر توضیح بده ! میگه که دنبال یه آدم با حوصله می گرده تا بسازدش ! ولی به یکی مثل من بر میخوره و تبدیل به تلی از کلمات میشه که کنار هم چیده شدند :
گرچه از مـــهد مــرا مرده حسـابم کردی
چند وقت است دگر کشته و قابم کردی !
زنده کردی و کشیدی به خرابات مرا
آری ای دوست خرابم تو خرابم کردی
عمرم از کودکیم قصه برگشتن بود
تاب بستی و مرا عاشق تابم کردی
چه خیالات شگفتی که تو با من باشی
نقشه بودم سر ته نقش بر آبم کردی
بردنم بردنم ای یار ز یادت نرود
چون نظر کرده و مست از می نابم کردی
آخر این قصه تکراری من کامل نیست
نرسیدیم ؛ نوشتی و کتابم کردی
در الفبای تو کافیست چو شین کلمه و شعر
کافشین حاضر اگر ثبت غیابم کردی
بهار آمد بهار ما کجائی
بهار روزگار ما کجائی
بهار آمد ولی شد چون زمستان
بهار نو نوار ما کجائی
این والپیپر مال همین الانه تقدیم به شما
برای مشاهده در اندازه اصلی تصویر رو ذخیره کنید
خدایش بعضیا چقدر پر رو تشریف دارند که با وجود N گروه ناظر بین المللی حالا میخواند با ادعای تقلب توی عراق نامنی رو بیشتر کنند ، عراقی که همین طوری کلی نامن هست تا بهانه حضور آمریکائی های تروریست و تروریست پرور رو فراهم کنه وای به حال وقتی که بخواند با این اسم رمز به مردم عراق حمله انتحاری بی حد حصر کنند خلاصه این ادا و اصولهای بعضی ها بهانه ای شد که تو نخ ساختن یه شعر در مورد تقلب باشم !
از تقلب بگویمت بنگر ؛ ادعا کردن حقوق بشر !
بازتعریف واژه ای مبهم می شود رویکرد قوم شرر
خوب بنگر به کار صهیون ها ادعاهای طنز میمون ها
ادعا می کنند آزادی هست فرزند دیو چون دلبر
ادعا می کند دموکراسی مثل مصر و کمی کرواسی
رأی گیری چقدر وسواسی لیک از آل سعود هم بدتر
ادعا می کند مبارزه با ترور و جنگ و فتنه و بلوا
لیک تا می تواند و شدنی است می کشد سوی کودکان لشگر
ادعا می کند نجات زمین فیلمهای عجق بیا و ببین
ولی از گازهای گلخانه می کند پر جهان به بحر و بر
ادعا می کند به جای مسیح منجی آخرالزمان شده است
لیک با کارهای دجالی به در آورده از مسح پدر
ادعا می کند خبر آزاد ؛ ادعا می کند بشر آزاد
ولی از حبس صد گزارشگر نیست اصلا به دست خویش خبر
ادعا می کند حقوق زنان می کند زن اسیر اهرمنان
دختران را به بردگی برد این دایه مهرباتر از مادر
این تقلب دگر چه خوب و چه بد خب دگر شاخ و دم نمی خواهد
کو تقلب نگاه کن بنگر این ایالات حیله گر پرور
یکی از رفقا یعنی حاج مجید که کلی چیکشیم از 600 کیلومتر اونورتر SMS زده بودند که دلشون برای جناب ما
تنگ شده و می خواهند اقلا تصویرا جمال ما را زیارت کنند « باوا ما خیلی آدم مهمی بودیم و خودمون خبر نداشتیم ها
ادامه مطلب را کلیک فرمائید
| 1 |
2
|
3
|
4
|
>>
|