کی K

کی می رسد روز وصال بی قراران ( اشعار کافشین (کریم شاهزاده رحیمی))

کی K

کی می رسد روز وصال بی قراران ( اشعار کافشین (کریم شاهزاده رحیمی))

تو که احساس داری عشق داری ....

تو که احساس داری عشق داری فکر ما داری

تو که در دستهایت نان برای بی نوا داری


خدا را شکر کن حتما برای این همه ثروت

سخاوت هست اگر دستت، بدان لطف خدا داری


خیالت تخت مردم قدر نشناسند اما تو

دلی آسوده خواهی داشت وقتی این صفا داری 


زمانی خسته خواهی شد تو از کم دیدن من هم 

خدا را کم نبین یارا که مهرش را به پا داری


در این دنیا که نامردان زدند آتش به هر جایش

به من که مثل إِل إِی سوختم آیا وفاداری؟


شجاعت بیشتر این است ببخشی در توانمندی

شحاعت هم که داری، پس چرا؟ قصد کجا داری؟


نگاهت را زمین بگذار ، نگاه بهتری بردار

برای هر زمان بهتر شدن حتما که جا داری


هوای کاف شین باران سردی در دلش دارد 

بخوان این شعر را هر جا اگر او را هواداری


بخواه آن مهر برگردد که دنیا سرد وُ تاریک است

که بی او مرده دلها ، نیست حتی یک عزاداری


کاف شین 


✨ 


°°°°°°°

شعری برای نوروز

یا مُقلِّب قلب ها را زنده دار
یا مدبِّر روز ُ شب را کن بهار
یا مُحَوِّل حال ها را خوب کن
بهترین کن حال ُ روز ُ روزگار
می‌رسد نوروز با ماه صیام
رحم کن بر عاشقان روزه دار
میهنم را دور دار از شایعات
 دوراز اختاپوس منحوس دلار
ای گرامی سال نو این هفت سین
خواهم از بهر شما از کردگار
سربلندی سرخوشی سرزندگی
سبزی ُ سامان سلامت سایه‌سار
از سلامُ ُ سایه‌ی لطف خدا
 منجی آید تا سرآید انتظار
کریم شاهزاده رحیمی

از آمریکا دلارش مانده باقی

قشون رفته غبارش مانده باقی

از آمریکا دلارش مانده باقی

کجا رفت آن فضاپیما و ماهش

که تنها ماهوارش مانده باقی 

روانگردانتر از تریاکُ‌وُُ می بود

ولی حالا خمارش مانده باقی 

از آن گلخانه تنها مانده کاکتوس

 و از کاکتوس خارش مانده باقی

از آن کاخی که سقفش تا فلک بود

فقط تنها حصارش مانده باقی

نترس از نعره‌ی سلطان جنگل 

شده زخمی شکارش مانده باقی

شد آن کوه یخ از گرما شناور 

یخ و آب و بخارش مانده باقی 

اگرچه پرچمش شد پرستاره

ولی شب‌های تارش مانده باقی

کریم ش رحیمی

-------------------

برای شعرهای بیشتر

روی ⚜️کـــــلــــمـــــاتـــــــ دل ⚜️  ضربه بزنید

در مرز ، ارز ، ارزش صد بار فتنه کردند

در مرز ـُ ارز ـُ ارزش صدبار فتنه کردند

کشتند ـ ُ گریه کردند در دل اگر نخندند

با چشم باز بنگر چیزی که واقعا هست

تا با دروغ‌سازی چشم تو را نبندند ...

کریم ش رحیمی

ابلیس می خواهد که ما با احساس بدبختی بمیریم

یک خلاصه از آنچه باید گفت

....

ابلیس می خواهد که ما با احساس بدبختی بمیریم

آنقدر گفته از سیاهی در دست غم هر دم اسیریم